همای نامه
مطلب ثابت

سلام !

تو این وبلاگ متن اشعاری رو که آقای سعید جعفرزاده خوندن رو می تونین ببینین .

برای آشنایی با این هنرمند بزرگ به ادامه مطلب مراجعه کنید.

امیدوارم شما هنر دوستان گرامی از این وبلاگ خوشتون بیاد

sfall6.gif


continue | . |by-> محیا |Data-> شنبه 6 خرداد 1396 . 11:07
پروردگار مست

پروردگار مست که مست از شراب شد کار از همان دقیقه ی اول خراب شد

صد نقشه ها کشید که با عشق سر کند اما تمام نقشه های قشنگش خراب شد

بر وی خرد بداد که داند جهان را که آفرید اول بلای خودش گشت خرد

سوال کرد خدا را که آفرید تا این سوال و هزاران سوال بی جواب شد

گویند که دوزخی بود عاشق و مست قولی است خلاف دل در آن نتوان بست

گر عاشق و میخواره به دوزخ باشد فرداست ببینی که بهشت همچون کف دست

قومی متفکرند اندر ره دین قومی به گمان فتاده در راه یقین

ترسم از آنکه بانگ بر آید روزی ای بی خبران راه نه آن است و نه این

گویند که دوزخی بود عاشق و مست گویند کسان بهشت با حور خوش است

من می گویم که آب انگور خوش است این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار

آواز دهل شنیدن از دور خوش است

این می چه حرامی است که عالم همه زان می جوشد

یک دسته به نابودی نامش کوشند آنان که بر عاشقان حرامش کردند

خود خلوت از آن پیاله ها می نوشند

آن عاشق و دیوانه که این خمار مستی را ساخت

معشوق و شراب و می پرستی را ساخت

بی شک قدحی باده بنوشید و از آن

سر مست شد این جهان هستی را ساخت


. |by-> محیا |Data-> پنجشنبه 1 تير 1396 . 13:24
بی کس

بی کسم ای کس که چو من بی کسی بی کس و کاری که ز دل واپسی

بس که به دادم نرسیده کسی آمده ام تا تو به دادم رسی

مردم دیوانه خسم خوانده اند از در این خانه پسم رانده اند

من که به چشمان تو آیم خسی آمده ام تا تو به دادم رسی

آمده ام تا تو نگاهم کنی تا تو کم از بار گناهم کنی

گشته ام از کرده پشیمان بسی آمده ام تا تو به دادم رسی


. |by-> محیا |Data-> پنجشنبه 1 تير 1396 . 13:19
ساحت خوبان

بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست باور کنید که پاسخ آیینه سنگ نیست

سوگند می برم به مرام پرندگان در شهر ما سزای پریدن تفنگ نیست

در کارگاه رنگرزان دیار ما رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست

از بردگی مقام بلالی گرفته اند در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست

دارد بهار می گذرد با شتاب عمر فکری کنید که فرصت پلکی درنگ نیست

وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست

تنها یکی به قله ی تاریخ می رسد هر مرد پاشکسته که تیمور لنگ نیست



. |by-> محیا |Data-> پنجشنبه 1 تير 1396 . 13:17
به من گفته بودند

به من گفته بودند غزل جز برای غزالان نخوانم

شبستان سودابه ها به گوش باشند

ببینند و حاشا کنند هر چه دیدند

که گفتند باید خطاپوش باشند

تا از یاد مردم فراموش باشند


. |by-> محیا |Data-> پنجشنبه 1 تير 1396 . 13:14
به گرد کعبه می گردی پریشان

به گرد کعبه می گردی پریشان که وی خود را در آن جا کرده پنهان

اگر در کعبه می گردد نمایان پس بگرد تا بگردیم

در این جا باده می نوشی در آن جا خرقه می پوشی چرا بیهوده می کوشی؟

در این جا مردم آزاری در آن جا از گنه عاری نمی دانم چه پنداری ؟

در این جا همدم و همسایه ات در رنج و بیماری تو آن جا در پی یاری

چه پنداری کجا وی از تو می خواهد چنین کاری ؟

چه پیغامی که جز با یک زبان گفتن نمی داند

چه سلطانی که جز در خانه اش خفتن نمی داند

چه دیداری که جز دینار و درهم از شما سفتن نمی داند

به دنبال چه می گردی که حیرانی خرد گم کرده ای شاید نمی دانی

همای از جان خود سیری که خاموشی نمی گیری

لبت را چون لبان فرخی دوزند تو را در آتش اندیشه ات سوزند

هزاران فتنه انگیزند تو را بر سر در میخانه آویزند


. |by-> محیا |Data-> پنجشنبه 1 تير 1396 . 13:12
دیوانه تری

تو که سرمست و پریشانی و شوریده سری

بکن از کلبه ی ویرانه ی ما هم گذری

بزن ای عاشق دیوانه به دیوانه سری

به خدا از من دیوانه تو دیوانه تری

صنما زلف پریشان تو را شانه منم

که به شب مست و پریشان در میخانه منم

همه دانند در این شهر که دیوانه منم

که منم شهره به شیدایی و بیدادگری به خدا از من دیوانه تو دیوانه تری

نگرانم صنما سیر ز جانم نکنی

نگرانم که فدای دگرانم نکنی

نگرانم که تو رسوای جهانم نکنی

نگر افتاده ز عشق تو به جانم شرری

به خدا از من دیوانه تو دیوانه تری

صنما کشتی دل را به گل انداخته ام

صنما با خم ابروی کجت ساخته ام

من دیوانه از آن رو به تو دل باخته ام

که تو هم همچو من از خویش نداری خبری

به خدا از من دیوانه تو دیوانه تری

نتیجه تصویری برای عکس کلبه چوبی


. |by-> محیا |Data-> پنجشنبه 1 تير 1396 . 13:09
بوی شراب

ای که پریش گیسوان را خم و تاب می دهی

مست ز راه می رسی چشم به خواب می دهی

بس که شراب خورده ای بوی شراب می دهی

پیش کسی لب نکنی باز که باده خورده ای

شهره ی شهر می شوی بند به آب می دهی

بس که شراب خورده ای بوی شراب می دهی

ای که خراب می روی سوی حرام می روی

جان به لب رسیده را چند عذاب می دهی

ساقی سیم ساق من نظر شراب کرده ای

کی به من خراب از آن باده ی ناب می دهی

مست ز هوش بردی اش ساقی دیوانه چرا

بیش ز اندازه به این خانه خراب می دهی

نتیجه تصویری برای عکس گره قلب فانتزی


. |by-> محیا |Data-> چهارشنبه 31 خرداد 1396 . 16:35
بزن بر طبل بی عاری

بزن بر طبل بی عاری

که یاران خفته در خوابند و طی شد عمر بیداری

نه در میخانه ها مستی نه بر جا مانده هوشیاری

بزن بر طبل بی عاری

هزاران دشنه جای تیشه در دستان فرهاد است

برو شیرین که در این جا ندارد عشق بازاری

بزن بر طبل بی عاری

خداوندا هزاران وعده می دادی که از ره می رسد یاری

چرا پس برنمی دارد کسی از دوش ما باری

نتیجه تصویری برای عکس طبل فانتزی



. |by-> محیا |Data-> چهارشنبه 31 خرداد 1396 . 16:32
بزن ای دل

بزن ای دل که زیبا می زنی ای دل

تو از سیمین و قتانه تو از آن پیر فرزانه

تو از ما می زنی ای دل بزن ای دل

چه زیبات می زنی ای دل تو از پاکان و بی باکان

همه خود کرده زلف آشفتگان پیرهن چاکان

نفس ببریدگان در سینه تو اما می زنی ای دل

نتیجه تصویری برای عکس گره قلب فانتزی



. |by-> محیا |Data-> چهارشنبه 31 خرداد 1396 . 16:29
ABOUT

سلام!
هنردوستان گرامی به وبلاگ من خوش آمدید.
متن اشعاری رو که پرواز همای می خونن می تونین تو این وبلاگ پیدا کنید.
امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد قبولتون واقع شده باشه
CATEGORIES
TAGS
<-TagName-> (<-TagCount->)
LINKS
DES..
OTHER

دانلود آهنگ جدید

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

ساخت وبلاگ تالار ایجاد وبلاگ عکس عاشقانه فال حافظ فال حافظ خرید بک لینک بهترین گوشی برای موزیک بهترین گوشی برای سلفی بهترین گوشی برای بازی راهنمای خرید تلویزیون راهنمای خرید موبایل قیمت لپ تاپ راهنمای خرید گوشی قیمت تبلت قیمت انواع تبلت لپ تاپ قیمت خرید آنتی ویروس دانلود آهنگ جدید دانلود تک آهنگ ساعت مچی بدنسازی دانلود اهنگ جدید و قدیمی تهران موزیک
بستن تبلیغات [X]